![]() |
![]() |
|
| ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد |
|
سلام به همه دوستان گلم از دوستانم عذر میخوام بعد ازمدت یک طولانی من آپ کردم چون مدتی زیادی هست که دیگه نت نمیام ولی سعی میکنم بیشتر ازاین دوباره نت بیام.ولی یکسر سوال فکرما مشغول کرده واز دوستانم میخوام به دقت بش جواب بدن ومنا از راهنمایهشون بهرمند کنند؟ 1- اگر کسی به شرایطی رسید که دنیا را پوچ و بی هدف بداند وهیچی چیزی دیگر برایش در این دنیا لذت بخش نباشد چه باید بکند؟ 2-علت اینکه بسیاری از افراد دچار چنین حسی درزندگیشان می شوند چیست ؟ 3-به نظر شما دوستان بهترین روش برای فرار شخص از چنین موقعیتی چیست و چه باید بکند؟ 4-به نظر شما انواع روش های خود کشی چیست؟ 5- آیا روشی وجود دارد که شخص بدون احساس درد خودکشی نماید؟ 6- آیا روشی در خودکشی وجود دارد که بعدا نتوان فهمید که شخص اقدام به خودکشی کرده؟
نظر یادتون نره
|
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 21:5 توسط نازنین |
|
|
سلام به هم دوستای گلم امروز فقط به خاط یک نفر آپ کردم که خیلی واسم عزیزه چند روز دیگه تولد یکی از بهترین دوستای منه یعنی 8 اسفند واسه همین تصمیم گرفتم واسش تو وبلاگ یک تولد کوچولو بگیرم شاید جبران خوبیها شا بکنم از همین جا تولدشا تو نت بش تبریک می گم. اما کمی زودتر از موعد آپ کردم چون ممکن بود دیگه موقعیتش پیش نیاد فقط می خواستم نشونش بدم که بیادش هستم . و خیلی دوستش دارم همچنین واسش آرزوی موفقیت در هر مرحله از زندگیش می کنم و از دوستای گلم می خوام که برای رسیدن به آرزوهاش دعا کنن
می خواستم برایت هدیه ای بفرستم گل گفت: مرا بفرست تا با بوی خوشم عشق تو را به او برسانم، خار گفت: مرا بفرست تا در چشم دشمنانش فرو روم، کاغذ گفت مرا بفرست تا بر روی قلب سفیدم کلمات عشقت را بنویسی و برایش بفرستی ، ولی من تصمیم دارم مانند کبوتری سفید خودم را به تو هدیه کنم.
حالا دیگه وقتشه که بریم سراغ کیک تولد دوستای گلم عجله نکنید کیک بقدر کافی برای همتون هست. حسابی از خودتون پذیرایی کنید. تولد تولد تولدت مبارک بیا شمعا را فوت کن تا صد و بیست سال زنده باشی
![]()
خوب حالا دیگه وقت دادن کادو هست. این دسته گل ها از طرف من تقدیم به دوست خوب وگلم اما کادوی اصلیش باشه واسه همون روز |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 13:3 توسط نازنین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
شمع را که به خورشید
هدیه می کنی از سر انگشتان سوخته ات می فهمد که چند یلدا را با کبریت های سوخته ونمور ویک سنگ چخماق سر کرده ای... |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1388 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 |
|
RSS
|