تبليغاتX
ستاره من
ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد
سلام به دوستای گلم

امیدوارم همتون حالتون خوب باشه. دوستای عزیز میخوام در مورد روشهای از بین بردن کک و مک تبادل نظر کنیم هر کی میدونه ممنون میشم بگه

هر چی نظر بیشتر بهتر

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 22:13  توسط نازنین | 

سلام به همه دوستان گلم

از دوستانم عذر میخوام بعد ازمدت یک طولانی من آپ کردم چون مدتی زیادی هست که دیگه نت نمیام ولی سعی میکنم بیشتر ازاین دوباره نت بیام.ولی یکسر سوال فکرما مشغول کرده واز دوستانم میخوام به دقت بش جواب بدن  ومنا از راهنمایهشون بهرمند کنند؟

1- اگر کسی به شرایطی رسید که دنیا را پوچ و بی هدف بداند  وهیچی چیزی دیگر برایش در این دنیا لذت بخش نباشد چه باید بکند؟

2-علت اینکه بسیاری از افراد دچار چنین حسی درزندگیشان می شوند چیست ؟

3-به نظر شما دوستان بهترین روش برای فرار شخص از چنین موقعیتی چیست و چه باید بکند؟

4-به نظر شما انواع روش های خود کشی چیست؟

5- آیا روشی وجود دارد که شخص بدون احساس درد خودکشی نماید؟

6- آیا روشی در خودکشی وجود دارد که بعدا نتوان فهمید که شخص اقدام به خودکشی کرده؟

 

نظر یادتون نره

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 21:5  توسط نازنین | 

سلام به هم دوستای گلم      

 

امروز فقط به خاط یک نفر آپ کردم که خیلی واسم عزیزه 

 

چند روز دیگه تولد یکی از بهترین دوستای منه یعنی 8 اسفند  واسه همین تصمیم گرفتم واسش تو وبلاگ یک تولد کوچولو بگیرم شاید جبران خوبیها شا بکنم  از همین جا تولدشا تو نت بش تبریک می گم. اما کمی زودتر از موعد آپ کردم چون ممکن بود دیگه موقعیتش پیش نیاد فقط می خواستم نشونش بدم که بیادش هستم . و خیلی دوستش دارم

همچنین واسش آرزوی موفقیت در هر مرحله از زندگیش می کنم و از دوستای گلم  می خوام که برای رسیدن  به آرزوهاش دعا کنن 

 

 

                 تولدت مبارک  

 

 

 

 

می خواستم برایت هدیه ای بفرستم گل گفت: مرا بفرست تا با بوی خوشم عشق تو را به او برسانم، خار گفت: مرا بفرست تا در چشم دشمنانش فرو روم، کاغذ گفت مرا بفرست تا بر روی قلب سفیدم کلمات عشقت را بنویسی و برایش بفرستی ، ولی من تصمیم دارم مانند کبوتری سفید خودم را به تو هدیه کنم.

 

 

حالا دیگه وقتشه که بریم سراغ کیک تولد دوستای گلم عجله نکنید کیک بقدر کافی برای همتون هست. حسابی از خودتون پذیرایی کنید.

 

 

          تولد تولد تولدت مبارک                          بیا شمعا را فوت کن

                               تا صد و بیست سال زنده باشی

 

 

خوب حالا دیگه وقت دادن کادو هست. این دسته گل ها از طرف من تقدیم به دوست خوب وگلم

 

به همرا یک سبد پر از

اما کادوی اصلیش باشه واسه همون روز   البته اگه تو اونروز هما ببینیم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 13:3  توسط نازنین | 

سلام به همه دوستای گلم   

بالاخره بعد از یک ماه آپ کردم قبل از هر چیز باید از کلیه دوستانی که طی این مدت به وبلاگ بنده حقیر سر زدند ولی به خاطر امتحاناتم فرصت پیدا نکردم جوابهاشون را بدم عذرخواهی می کنم و از همین جا تک تک این عزیزا ن را می بوسم.   

بالاخره این ترم هم با تمام سختی ها یی که داشت لب جاده موندنا تو برف و سرما و یخبندان هرجوری که بود به خوبی و خوشی تموم شد مثل این که همه چیز دست به دست هم داده بود تا این ترم آخری تموم نشه ولی خداییش ترم خیلی بدی بود هنوز که یادم میاد چهارستون بدنم می لرزه از همه بدتر لغو امتحاناش بود که باعث شد 10 روز دیرتر امتحانامون تموم شه ولی خدا را شکر  به هر صورتی بود به خیر و خوشی تموم شد و درس و دانشگاه هم به پایان رسید ولی وقتی نگاه می کنیم روزا به سرعت برق و باد می گذره و تا چشم رو هم می ذاریم ، می بینیم که این ما هستیم که روز به روز از عمرمون کاسته می شه ولی کاش می تونستیم از لحظه، لحظه اون کمال استفاده را بکنیم.

امیدوارم بازم بتونم وبلاگما سرپا نگهدارم و از نظرات شما دوستای گلم استفاده کنم از همین جا دوباره از تمامی دوستانم دعوت می کنم بازم به کلبه حقیر من سر بزنند در ضمن از همین جا از دوست خوبم ناروئی بابت درست کردن عکس گیف تشکر می کنم و به زودی از عکسش در پست جدید استفاده می کنم. از دوستای دیگر هم که به وبلاگم اومدن ولی وقت نکردم به وبلاگ هاشون سر بزنم نیز عذر خواهی می کنم و قول می دهم که در اولین فرصت به تک تکشون سر بزنم از هیچکس عزیز  مهبان جون  حامد جون  آقا آرش  سعید جون  عارفه جون  هدیه جون  شهاب جون و سایر دوستان که از که اگر بخوام اسم ببرم واسه خودش طوماری میشه ؟

فکر کنم خیلی پر حرفی کردم دیگه بیش از این سرتونا درد نیارم. اما چیزی که اینجا مهمه نظرات شماست پس حالا که زحمت کشیدی پستما تا اینجا خوندی نظر نداده بیرون نرو  

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 14:12  توسط نازنین | 

سال نو میلادی مبارک!

امیدوارم امسال سال خوبی برای همه مردم جهان باشد سال صلح،دوستی، پایان رنج ها و غم و تحقق یافتن آمال و آرزوها

                         

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 9:35  توسط نازنین | 

سلام به همه دوستای گلم

 این بار تصمیم گرفتم قبل از موعد پستما بذارم آخه دیگه به امتحانا نزدیک شده و دیگه زیاد نمی تونم نت بیامچون ترم آخرمه و اگه خدا بخواهد و مشکلی پیش نیاد دوره کارشناسیم تموم میشه و باید خودما کم کم برای فوق آماده کنم البته اکه تا اون روز سرکاری نرفتم یا علاقه که برای رشته مورد علاقم دارم از بین نره و در کل چه درس بخونیم چه نخونیم من که فکر نکنم کاری درست و حسابی پیدا شه یعنی آخرش "به قول معروف ول معطلیم"

راستی بچه ها دعا واسم یادتون نره ها اول دعا کنیداین ترم به خوشی و سلامتی تموم شه بعدش هم یه کار درست حسابی پیدا کنم چون اصلاً از خونه نشینی خوشم نمی یاد.

راستش این پستم درباره دو تا موضوع:

اول: اینکه 10 روز دیگه تا شب یلدا بیشتر باقی نمونده حتما اکثر شما تو این شبا با خانواده هاتون دوره هم جمع میشد و حسابی بخور بخور راه میندازی  به عبارت معروف چهل چیز باید تو این شب خورد که معروف تریش هندوانه است. امیدوارم تو این شب حسابی بتون خوش بگذره راستی جای ما را هم خالی کنید و دعا واسه من یادتون نره اگه می خواهید درباره شب یلدا اطلاعات مختصری داشته باشید حتما ادامه مطلب را بخونید

دوم: 5 دی تولد برادرزادمه چون ممکنه دیگه وقت نکنم نت بیام واسه همین زودتر تولدشا تو نت تبریک می گم چون 15 روز دیگه 17 سالش تموم میشه تولد تولد تولدت مبارکبیا شمعا را فوت کن تا صد سال زنده باشی

     

                                         

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 23:11  توسط نازنین | 

سلام به همه دوستای خوبم

این بار تصمیم گرفتم پستی متفاوت بذارم راستش این فکر ناگهانی به ذهنم رسید ولی قبل از شروع باید از آقا پسرا و آقایون به خاطر این پست عذرخواهی کنم چون ممکن هست به پر قبای خیلی هاشون بر بخوره چون این پست دلیل بر این نیست که تمام آقایون این گونه باشن بلکه صحبت من با عده ای خاص است که بسیار از حد خویش تجاوز می کنند.

راستش وقتی به فضای دور و برمون تو جامعه نگاه کنیم می بینیم که فضای کلی جامعه نسبت به چند سال پیش تغییر کرده دیگه اون امنیتی که باید برای دخترها تو جامعه وجود داشته باشه وجود نداره اگر به سایت های مختلف و روزنامه و.. مراجعه کنیم هر روز می بینیم که خبری از تجاوز به یک دختر بخت برگشته وجود دارد که خودش هم شاید نمی خواسته این مشکل براش پیش بیاد شاید اینجا آقایون صداشون در بیاید و بگن مگه خود خانم ها شهوت ندارن ؟ چرا خانم ها هم شهوت دارن ولی نه به اندازه آقایون اما اینجا نباید منکر گروهی ازخانم ها هم بشیم که تو شهوت حتی دست آقایون را هم از پشت سر می بندن اینجاست که آقایون بگن تقصیر خود خانم هاست مگه مجبورن با آرایش غلیظ و لباس های چسبون تو جامعه ظاهر بشن خوب مسلما برای مردها تحریک کننده هست در سته ما هم اینا قبول داریم ولی آیا واقعا آقایون نمی تونن خودشونا کنترل کنند الحق که مردا موجودات عجیبی هستن من که فکر کنم خدا هم تو خلقتش مونده البته این نظر منه؟

وقتی خبر تجاوز یک مرد به یک دختر بچه حتی 8 ساله را می شنوی اونوقت که این سوال پیش میاد اون دختر بچه واقعا چه عامل تحریک کننده ای داشته دختر بچه این سن که دیگه آرایش هم نمی کنه و یا این که برادر نسبت به خواهرش و یا پدر نسبت به دخترش و یا از این قبیل.... واقعا جای تاسف داره برای چنین اشخاصی جامعه به گونه ای شده که دیگه حتی به چشمامون هم نمی تونیم اعتماد کنیم.

این مسائل به حدی در جامعه زیاد شده که دیگه از حد و مرزش گذشته و تمام اقشار کشور حتی از نوجوان تا بزرگسال را دربر می گیرد. مدارس ما به جای علم آموزی به مکانی برای رد و بدل کردن  فیلم های سوپر تبدیل شده وخوب مسلمه با دیدن این فیلم ها قشر جوان تحریک بشن و بخوان حتی یک بار هم شده اونا تجربه کنن حتی اینترنت هم در پیشرفت این عامل نقش داشته فقط کافیه واسه امتحان با ایدی یک دختر وارد چت روم شوید اون موقع هست که خودتونا در معرض یک عده جوان شهوت طلب می بینید که حتی حاضر برای انجام دادن این کار به طرف مقابل پول پرداخت نمایند.من یک بار وارد چت روم شدم خیلی تعجب کردم اکثرآنها قشر جوان هستند و زیر بیست سال دارند حتی کسایی را دیدم که حاضر بودن برای انجام هر یک بارش 150 هزار توان پول بدند تازه اگه جوابشونا نمی دادی بوتت می کردند.  اول از جمله های عاشقونه و دوست داشتنا شروع می کنن  ولی اونا دوست داشتن اون دختر را در شهوتشون می بینن برای این که بتون خودشونا ارضا کنن نه به خاطر خود اون دختر

 ولی آیا عشق واقعی اینه؟ چنین افرادی حتی به سلامتی خود هم فکر نمی کنن و حتی این احتمال را هم نمی دهن که ممکن است آن شخص مبتلا به ویروس ایدز باشد آن موقع است که این روابط نامشروع باعث مبتلا شدن آن ها به این بیماری می شود ولی وقتی می فهمند که دیگر کار از کار گذشته است و دیگر پشیمانی هم هیچ فایده ای ندارد.

حتی در مورد سالن های ورزشی نیز مشکل وجود دارد بسیار از خانم ها علیرغم علاقه داشتن به ورزش از جمله شنا به دلیل سو استفاده افراد خاص از این مسئله مجبور هستن از آن امتناع نمایند ولی آیا اینگون افراد که با آبروی یک دختر و زن این گونه بازی می کنند چه نفعی می برند آیا آنها حاضرند با خواهر و مادر خود نیز این کار را بنمایند من که فکر کنم این گونه افراد حتی به خانواده خود نیز رحم نکنند.

در کل این پرداختن به این پست دلیل بر عدم روابط پسر و دختر نمی باشد ولی همیشه باید در دوستی ها حد و مرز رعایت شود و این مرز نباید شکسته شود چون آقایان فقط منتظر یک چراغ سبز هستن که اگر روشن شود دیگر نمی توان خاموشش کرد آن موقع دیگر نمی توان عطش آنها را فرو نشاند. برای همین برای هر چیزی حد و مرزی نیاز می باشد حتی در دوستی !!! این طبیعت مردهاست که با دیدن جنس مخالف شدیدا تحریک می شوند.

به قول معروف:

 نیش عقرب نه از ره کین است                                                       اقتضای طبیعتش این است.

شما خودتون به این سوال پاسخ دهید اگر قرار باشد در جامعه هر کسی هر کاری را انجام دهد پس اینجا مسئله ازدواج دیگر چه معنا دارد؟ واقعا اگر شخصی نمی تواند خودش را از نظر شهوت کنترل نماید بهتر است که زودتر ازدواج نماید و اگر در این زمینه مشکلات زیادی وجود دارد ازدواج موقت راه حلی است که حتی اسلام پیش روی ما گذاشته است. حداقل از فساد بسیاری از جوان ها کاسته      می شود و شاید هم عطش آنها را فرو بنشاند.

در خاتمه با آرزوی موفقیت برای همه دوستان از خدواند می خواهم که ما را دررسیدن به اهدافمان یاری کند و هیچگاه در رسیدن به اهدافمان دچار لغزش نشویم و از این به بعد گام هایمان را استوار برداریم.

نکته ای قابل تحمل

بر سر گور کلیسایی در وست مینستر نوشته شده  است: کودک که بودم می خواستم دنیا را تغییر دهم. بزرگتر که شدم متوجه شدم که دنیا خیلی بزرگ است من باید انگلستان را تغییر دهم. بعدها انگلستان را هم بزرگ دیدم و تصمیم گرفتم شهرم را تغییر دهم .در سالخوردگی تصمیم گرفتم خانواده ام را متحول کنم . اما اینک که در آستانه مرگ هستم می فهمم که اگر روز اول خود را تغییر داده بودم، شاید می توانستم دنیا را تغییر دهم !!!

 

دوستان خوبم حالا که زحمت کشیدید این پستا تا اینجا خوندید نظر نداده بیرون نرید خوشحال می شم منا از نظراتتون بهرمند کنید.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 8:37  توسط نازنین |